ترانه من
همانند امواج که به شنزارساحل راه میجویند دقایق عمرما نیز به سوی فرجام خویش میشتابند
دقیقه هابه یکدیگرجای میسپارند
و در کشاکشی پیاپی ازهم میجویند
ولادت که روزگاری ازگوهرنور بود
به سوی بلوغ می خزدوآنگاه که تاج بر سرش نهادند
خسوف های کژخیم شکوهش را به ستیز برمی خیزند
زمان که بخشنده بود موهبت های خویش را تباه میسازد
آری: زمان فره جوانی را می پژمرد
برابروان زیبا شیارهای موازی در می افکند
و گوهرهای نادر طبیعت را در کام می کشد
شکسپیرتا الیوت
+ نوشته شده در جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 13:39 توسط نرگس
|

